الرّحیل...

من ممکن است نتوانم تاریکی را از میان ببرم ولی با روشنایی شمعی کوچک فرق بین ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می دهم و کسی که به دنبال نور است این نور هر چقدر که کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد بود. استاد شهیدم، دکتر مصطفی چمران

دوست

به نام یگانه مربی انسان ها

دوست

بهترین دوست کیه؟ اگه قبلا این سوال رو ازم می پرسیدن باید کلی فکر می کردم

آخه من کلی دوست خوب دارم

مثلا: رفیق بی کلک مادر، مهربان قابل تکیه پدر، یار مهربان کتاب...

آتنا،فاطمه ها! ساره،سارا ها! مرجان! شهرزاد (معلم عشق و دوستی) ،نیلو و...........

خدایا کدومشون بهترین دوستن؟ خدایا

اِ دیدی چی شد! بهترین دوستم که همیشه با منه و همیشه به حرفام گوش می کنه و  همیشه به فکرمه رو یادم رفت

کسی که نمیگه اگه کاری داری بیا پیشم ؛ میگه اگه کاری داری صدام کن من پیشت میام، اصلا من همیشه پیشت هستم، فقط کافی منو صدا کنی تا جوابتو بدم

«ادعونی استجب لکم»

و من فراموشت کردم! و فراموشت می کنم  و به همین راحتی تو را که در لحظه لحظه و نفس نفس همراهم هستی نادیده می گیرم 

منو ببخش ای مهربون بی دریغ

امروز باید ازت اساسی تشکر کنم

هدیه ات رسید ،آکِ آک!

خیلی خوب بود خیلی . هر چقدر ازت تشکر کنم کمه تازه فقط در مورد هدیه امروزت! بقیه الطافت که بماند...

می دونی خدای عزیزم ، این دوستی که برام فرستادی بهترین هدیه تو بحرانی ترین زمان بود ،یعنی میشه یه روزی منم واسطه رسیدن فیض الهی ات به بندگانت بشم؟

مثل این دوست.... امیدوارم! آرزو بر جوانان عیب نیست!

همیشه بهترین بهترین دوستانم در یک لحظه با یک نگاه ، با یک جمله ، با یک هم دردی، با یک لبخند...با نشانه ای از محبت و دوستی تو به سراغم آمده اند و به جز این ها هیچ دلیل منطقی و عقلی برای دوستی ما وجود نداشته! آخه دوستی مدل تو که در عقل و منطق محدود نمی شه! دوستی مدل تو دِلیه و دل از هر عقلی سر تره و تصمیماتش باعث نمیشه وجودت درد بگیره.

امروز یکی از دوستان خوبم کار های چنتا از دوستان تو را برایم فرستاده بود.به خودم امیدوار شدم! دیدم منم مثل دوستان تو مشق محبت می کنم،آن دوستان و کار هاشون این ها بودند:

دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دست هایت یک فشار کوچک می دهد…

چیزی شبیه یک بوسه مثلا.

راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی دخترم.

آدم هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو برنمی گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند

آدم هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.

آن هایی که هر دستی جلویشان دراز شد به تراکت دادن، دست را رد نمی کنند. هر چه باشد با لبخند می گیرند و یادشان نمی رود همیشه چند متر جلوتر سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ را می شود تا کرد و گذاشت توی کیف.

دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی.

آدم هایی که از سر چهارراه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.

آدم های اس ام اس های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم های اس ام اس های پرمهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.

آدم هایی که هر چند وقت یک بار ای میل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد هر یادداشت غمگین خط هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند.

آدم هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست.

آدم هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را به لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.

آدم هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.

 آدم هایی شبیه بهترین دوستانم .آدم هایی که به رنگ تو هستند،به رنگ محبت. آدم هایی که انگار هدیه های تو هستند به آدم هایی مثل من ، تا واسطه ای باشند برای اینکه این دل چشم بسته و گوش سنگین شده ام  را شفا دهند تا صدایت را بشنود و نشانه هایت را ببیند

ای بهترین دوست

یا خیر الرّازقین

باز هم همه چیز را به تو سپردم و تنها به تو امیدوارم

مرا به خود اهلی کن و برای خودت تربیت کن

 

 

  
نویسنده : مهرناز ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩