الرّحیل...

من ممکن است نتوانم تاریکی را از میان ببرم ولی با روشنایی شمعی کوچک فرق بین ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می دهم و کسی که به دنبال نور است این نور هر چقدر که کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد بود. استاد شهیدم، دکتر مصطفی چمران

دانشگاه

دانشگاه کجاست؟

١)جایی که میری تا با دوستات باشی،بعدشم اگه حسش بود یه سری به کلاسا می زنی که دلشون نشکنه،پر غر غر با آدم های نا راضی که حس می کنن کسی لیاقتشونو نداره یا اونا لیاقتشون بیشتر از ایناست!

٢)جایی که بهت انرژی زندگی و تلاش میده،آدم هاش همه از کارشون لذت می برن ،می تونی از همه یاد بگیری،از همه سوال بپرسی ،با همه دوست باشی.جایی که لذت آموختن،تحقیق کردن،شکست خوردن،پیروز شدن و به موفقیت رسیدن و مفید بودن رو بهت میده،جایی فرا تر از ارزش مکانی،جایی سر شار از آنچه تو را به سوی خود جذب می کند.اون وقته که اگه مشکلات زیادی هم وجود داشته باشه، کاره رو زمین نمی مونه،چون همه با هم برای بهتر شدن اوضاع تلاش می کنیم.همه با هم دانشجو هستیم...

 

این گزینه دوم اصلا دور نیست!اگه ما آدمای دانشگاهی!واقعا دانشجو باشیم به معنای واقعی کلمه

من ...می تونم دانشجوی واقعی باشم...

شما هم می تونید

اینایی که گفتم آرمان نیست،همین جا تو ایران خودمون همچین دانشگاهی پیدا میشه

خوب به دور و بر نگاه کن به نتیجه تلاش این دانشگاه که این روزا داره به ثمر می رسه

میشه

سخته ولی کار نشد نداره،اگر مایی متحد با هدف وجود داشته باشه

  
نویسنده : مهرناز ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠