راهی که می رویم....راهی که باید رفت...

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امام خامنه ای امروز در دیدار با اساتید دانشگاه  در بیاناتی مثل همیشه ارزشمند فرمودند:

" حرکت علمی که در کشور شروع شده برای آینده ی حیات ملت ما و دنیای اسلام ، مساله ای اساسی است / لکن دغدغه ی من ثبات این حرکت است/ مبادا وضعیتی پیش بیاید که این حرکت متوقف شود.

دانشگاه باید در اختیار کسانی باشد که عاشق پیشرفت علمی کشور هستندنه کسانی که پیشرفت را به هیچ می انگارند/ دورانی را گذراندیم که در خود وزارت علوم مانع تراشی می کردند ؛ اینها نباید تکرار شود "

 

این چن وقت چقدر به من سخت گذشت بخاطر ....

از این که آقا متوجه درد ما شدند خیلی خوشحالم...

از این که این چنین حرکت های هیچ انگارانه ی پیشرفت به طور مداوم همچنان در بدنه ی علمی کشور جریان دارد حس خوبی ندارم...

عملا اجازه ی ادامه ی پژوهشم رو از دست دادم ، بهم گفتن بسه برو دیگه پایان نامه ت رو بنویس نمیخواد به تحقیقاتت ادامه بدی....

ای بابا...

الحمدلله..

/ 4 نظر / 20 بازدید
مهدی حسینی

سلام.اگر پیشرفت و ادامه تحقیقاتتون براتون مهمه، ی روشی برا دور زدن مقامات رسمی پیدا کنید.قاچاقی به تحقیقاتتون ادامه بدید.از خرفتگی و گیجی مسئولین مانع تراش حسن استفاده را نموده به اهداف خیر خواهاناتان برسید. بنی صدر های قاصر و مقصر در تمام عرصه ها موجودند.به قدر کفایت و بلکه بیشتر.می تونیم صادر هم بکنیم! اگر بخواهید مثال فراوان دارم.چند تاشو می گم: میراث آلبرتای دو رو که دیدید؟ اون آقایی که می گفت حتی فاینانس پروژه رفع آلودگی از عسلویه رو هم رفته از خارج گرفته بازم بهش اجازه فعالیت ندان. کتاب راز رسانه که گردآوری شده مصاحبه هایی است که با آقای نادر طالب زاده در جاهای مختلف شده رو بخونید. ارزشمنده واقعا.دید می ده به آدم. می گف وقتی از بوسنی اومده بوده تو فرودگاه خواستن دوربین رو ضبط کنن شهید آوینی از غفلت مامورا حسن استفاده می کنه دوربینو می ده به یه راننده تاکسی ساعت یک شب می بره بیرون.بعد مامورا می گن فلانی کوش؟کی بود چی شد؟! مکر هم اگر خدایی باشه مقدسه تو برنامه راز دو یا سه سال پیش بود، مستند سازایی که به پاکستان رفته بودن می گفتن اگر سفارات ایران نمی دونست که ما اونجاییم خیلی راحت تر بودیم.کلی سنگ اندازی

مهدی حسینی

مثلا یه پروژه جدید تعریف کنید بعد تو آزمایشگاه پروژه قبلی رو انجام بدید.آدمای خیر خواهی هم همیشه هستن که باهاتون همکاری می کنن. بعد اون پروژه پوشالی رو بی خبر رها کنید!تا بیان پیگیر شن اصن مسئول عوض شده یا بگید هنوز فرصت می خواید آخرشم بگید موفق نشدم یا یه ترفندی خلاصه. وقتی برای دزدیدن میلیاردها پول راه در رو پیدا می شه، این چیزا که کاری نداره.استادمون از روش دزدی یکی از اقوامشون تو بانک می گفت! می گفت که چطور تا هشت نه سال به انواع لطایف الحیل بازرسا رو می پیچونده!چون خودش از کارمند خرد شروع کرده بوده.بعد هشت نه سال گیر می افته، چند سال زندان و رها.چون تمام پولا رو برای فامیلای دور هم ملک خریده بوده و خودش هیچی نداشته! در توجیه هم می گفته یه سفره ای پهنه باید بخوری و بچاپی.استادمون هم می گفت من بش می گفتم اگه سر سفره یه تعداد دیگه هم باشن و غذا کم باشه، بازم شما از جلو دست بقیه می کشی در حالی که می بینی گرسنه هستن؟ این شرفه؟اونم جوابی نداشته معلم املامون می گفت:خداوند انسان را آفرید و انسان توجیه را!

مهدی حسینی

کلی سنگ اندازی کرده بودن براشون. شخصی برام از عزمش برای تولید تانیک اسید در ایران به کمک میوه بلوط می گفت که ازش درصد (باج) خواهی کرده بودن، از ده درصد شرو کرده بودن هی برده بودن بالا تا سی درصد.اونم گفت وسط جلسه رسمی فحشو کشیدم بهشونو رفتم.می گفت ایران هزینه های کلانی برای واردات این این اسید استراتژیک متحمل می شه.از طرفی با سود ده شدن درختان بلوط دیگه مردم فقیر اونا رو آتیش نمی زنن که زغال منقل اهالی منقل تامین بشه! میوشو به کمک الاغ های محترم جمع می کنن و می فوشن و دور درختا هم می گردن! دیگه بگم مخترعی که دربدر می دوید دنبال ایران که طرحشو بخرن، ترکیه زنگ کشش کرده بود که بده به ما با فلان قیمت رو سر می ذاریم و اون آدم باغیرت نمی فروخت. خلاصه برای خوب بودن تو این مملکت باید خیلی دوز و کلک بلد باشید(باشیم) ربط به جمهوری اسلامی هم نداره.زمان شاه هم همینطور بوده.دکتر حسابی رو دو سال فرستادن بیابونای سیستان برای نقشه برداری بلکه بمیره همون جا زیاد صداش در نیاد.

مهدی حسینی

آب خوردن رو با جوراب صاف می کردن تا تخم کرماشو نخورن!!!آخرشم بدنشون کرم میافته ،چوب کبریت میذاشتن رو پوستشون می چرخوندن کرما رو می کشوندن بالا! کسی که اینشتین یک ماه خنگ شده بود بفهمه نظریش چی بوده! وقتی ملاقات می کنن اینشتین می گه آقای حسابی خوب تونستی یک ماه من رو مشغول کنی! سرگذشت دکتر حسابی خوندنیه.مسیرتون افتاد تفرش شنیدم مزارشم دیدنیه. بذارید هیچی نگیم. تیز و بز باید باشیم.ولی خیلیا تو همین شرایط بهتر از ما کار کردن. مملکتو باید با مردونگی درست کرد. به قول شاعر: دیگران کاشتند، ما خوردیم.ما بکاریم دیگران بخورند. اگر اون قبلیا هم دم به کول می ذاشتنو هجرت به کانادا می کردن، همین دو زارم الان خبری نبود.ما ملاکمون خداست، نه حمایت چار تا مسئول چاق!