/ 4 نظر / 7 بازدید
ن حسینی

سلام دانشمند. این عکسه آدمو یاد دبیرستان میندازه. حتی اگه اون دوره موهات کوتاه باشه.. . . دانشمند من گاهی دلم خیلی تنگ میشه واسه آدم های اون دوره.. واسه هوای اون دوره.. دلم میسوزه واسه بچه های الان که حتی نمیدونن بعد هفتم، میرن هشتم یا میرن اول دبیرستان.. واسه بچه هایی که وقت ندارن نصف قدیم شیطنت کنن و تجربه کسب کنن.. دوره اینا دوره ی سرعته.. و لذت سرعت هم گذراست.. و بعدش سرگیجه ست.. . . زندگی سرعت گرفته.. اینقدر که یادم میره دیگه چند سالمه.. یه نظریه ای بود توی رشته ما میگفت باید زمان رو به عنوان یه بعد،توی ساختمان در نظر گرفت.. بعد کم کم شد سرعت.. حالا میبینم همش اراجیف بود.. برای درک کیفیت فضا باید توش توقف کرد.. درنگ کرد.. . . برای درک کیفیت زندگی هم باید توش درنگ کرد.. باید خوب براندازش کرد.. . . . نمیدونم چرا ولی یواش یواش دارم با سرعت، دچار پدر کشتگی میشم.. شاید من اشتباهی توی این عصر زندگی میکنم.. ولی هیچ کار خدا بی حکمت نیست... . . .

مهدی حسینی

سلام.اینا ینی تو دیوونن سر صف وایسادن.قیافهاشون ی ذره فرق داره.یکیشون داره میری بره ی جایی.احتمالن می خوان بهش جایزه بدن.یکی بگه سوووووووسک همشون متواری می شن. بالاخره دانشجویی گفتن... تحلیل باید کرد... خو پچی؟

مهدی حسینی

شایدم یک نفره که از جامعه دلسرد شده و می خواد مسیر تازه ای رو دنبال کنه.الله اعلم.

سلام تو سوادبصری بهش میگفتیم آنومالی. تو دنیای الان ادما بهش میگن ساز مخالف. تو زندگی من بهش میگم تنهایی..